انجمن ادبی اسدالله خان #کافر همه را به کیش خود پندارد+ ـــثبتــ : (بدون شرح) حاکمی ولیمه گرفت و همه ی طرفدارانش را دعوت کرد،،،اطعمه فراوان بود که برق رفت.یکی گفت که: تا آمدن برق همه مشغول دست زدن شوند تا مبادا کسی سفره را هاپولی کند. صدای کف زدن بلند بود که برق آمد. چشم همه به سفره افتاد که غارت شده بود. حاکم گفت : ما ڪه همگی دست می زدیم؛ نکند جنیان سفره را غارت کرده اند! رئیس اجنه ظاهر گشت و گفت: شما هریک با یک دستتان به گردنتان می زدید و با دست دیگر سفره ,پندارد ـــثبتــ ,ادبی اسدالله ,انجمن ادبی منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

Beat Record Co پاپیک|داستان|داستان کوتاه|ضرب المثل|سخن بزرگان|شعر طنز بلاگ پورمیکسی تخفیف ویژه فقط برای امروز